جلسه يازدهم کاردرماني
کلاساي امروز خيلي خوب سپري شد ديشب که ساعت 23:30 ماساژ هاتو دادم و قبلش هم جسمي باهات کار کردم در گوشي : ((بابايي ديشب ظرفارو شست و ماماني کار شما رو انجام داد)) انگار راحت خوابيدي سر ماساژ امروز زياد غر نزدي و هنگام کار با آقاي شيري هم نشستنت رو گفت عاليه اما گفت دستاتو نميشناسي و زياد بکار نميبري و زمان ميبره گفت :حتما در مورد با دکتر پيشياره صحبت ميکنه و براي ارزيابي گفت من مينويسم که خوب ميشينه و از نشستنش راضي هستک اما من راضي نيستم گفتم من موندم براي آنيتا چيکار کنم؟ گفت :زياد خودتو درگير نکن ميدونم استرس زيادي داري اما هم خودتو خسته ميکني ...


